کنار جوے آب بشین و گُذر عمر ببین؟
-
تاریخ: 1405/8/1 ساعت: 1:00
kafedosti کنار جوے آب بشینـ و گُــــــذر عــمــر ببینـ ؟ شنیدے میگن...کنار جوے آب بشینـ و گُــــــذر عــمــر ببینـ ؟منـ میگمـ ..!بـــــر روے کــــــــــوه بشینـ و انــــــــدازه ے خود را ببینـ ..!شنیدے میگنـ ...مـــــــــادر رو ببین دختر رو بگیر؟منـ میگمـ دختر رو ببین مـــــادر رو بپرستـ !شنیدے میگـ...
کنار جوے آب بشینـ و گــــــذر عــمــر ببینـ
-
تاریخ: 1405/5/6 ساعت: 18:25
کنار جوے آب بشینـ و گُــــــذر عــمــر ببینـ ؟شنیدے میگن... کنار جوے آب بشینـ و گُــــــذر عــمــر ببینـ ؟ منـ میگمـ ..! بـــــر روے کــــــــــوه بشینـ و انــــــــدازه ے خود را ببینـ ..! شنیدے میگنـ ... مـــــــــادر رو ببین دختر رو بگیر؟ منـ میگمـ دختر رو ببین مـــــادر رو بپرستـ ! شنیدے میگـــــ...
دلتنگ
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 5:12
گاه دلتنگ میشوم دلتنگتر از همه دلتنگها گوشه ای مینشینم و میشمارم حسرتها را و محاکمه میکنم وجدانم را من کدام قلب را شکستم و کدام احساس را له کردم و کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم که اینچنین دلتنگم... نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۵ ساعت 15:50 توسط : مهران حامدنژاد | دسته :
کنار جوے آب بشینـ و گُــــــذر عــمــر ببینـ ؟
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 5:12
شنیدے میگن...کنار جوے آب بشینـو گُــــــذر عــمــر ببینـ ؟منـ میگمـ ..!بـــــر روے کــــــــــوه بشینـ وانــــــــدازه ے خود را ببینـ ..!شنیدے میگنـ ...مـــــــــادر رو ببین دختر رو بگیر؟منـ میگمـ دختر رو ببینمـــــادر رو بپرستـ !شنیدے میگـــــــــــن...پیش قاضــے و ملق بازے؟من میگمـ پیش متحمـ و آد
نصیحت
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 21:22
...آمد نصيحتم كندكه بگويد ارزشش را نداردلياقت ندارداين همه آدم هستيكی ديگر...هيچی نگفتم!منتظر بودم حرفش تمام شودو فقط حرفِ خودم را بگويم: تموم شد؟!گفتی؟!خالی شدی؟!ولی من دوستش داشتم...
"سکوت" حرف آخره...
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 21:22
"سکوت" حرف آخره... نه این که حرفی نباشد ، هست... خیلی هم هست... "اما"... عاشق ها می دانند... دلتنگی به استخوان که برسد می شود... "سکوت"...
خاطره/خنده
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 21:22
خاطره ها هیچ وقت پاک نمی شوندشاید کم رنگ بشونداما پاک نمی شوندگوشه ای گم می شوندگوشه ای از ذهنت را می گیرند...و ناگهانیک روز، یکجاوسط خنده های مستانهتورا به فکر فرو می برندخاطره ها هیچ وقت پاک نمی شوند.
#مینیمال/قابل تامل
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 21:22
#مینیمال دانشجو:«استاد! منطق یعنی چی؟»استاد فلسفه با کمی مکث:«بذار یه مثال بزنم: یک آدم تمیز و یه آدم کثیف میان جای من. من بهشون پیشنهاد میدم برن حموم. کدوم یکی پیشنهادمو قبول می کنه؟»دانشجو:«خب معلومه اونی که کثیفه!»استاد:«نه! اونی که تمیزه میره چون عادت داره. اونی که کثیفه قدرشو نمی دونه! حالا کی ...
داستان
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 21:21
داشتیم تو پیاده رو قدم میزدیم،برگشت تو صورتم نگاه کرد و گفت: اون آقا و خانمو نگا کن چقدر محکم دست همو گرفتن...!گفتم،_ وقتی یه چیزی رو محکم می گیری، که می ترسی از دستش بِدَی...دیدی وقتی میخوای آب تُنگ رو عوض کنی، ماهی سرخ چه تلاشی میکنه تا اون یه ذره آبی که یه گوشه جمع شده رو، با جون و دل حفظ کنه...؟...
سر کوفت به فرزند .شکنجه ای بزرگ
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 18:55
;
فال حافظ
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:33
ابزار فال حافظقالب
بازی :)
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:33
وبلاگبازی آنلاین
باااااازی
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:33
وبلاگ
دپرس/تنها/ غمگین
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:33
;
بهترین روش مطالعه/ کنکور/ درس / کنکوری
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:33
مطالعه یک فرآیند شرطی و اکتسابی جهت افزایش معلومات است. درواقع مطالعه مثل سایر کارهای انسان ،مرحله به مرحله، پیش می رود. یعنی دارای بخشهای مختلفی مثل گرمکردن، ایجاد آمادگی، پیشمطالعه و تکرار آموخته هاو... می باشد. از طرفی برای کسب موفقیت باید نسبت به مطالعه شرطی شد. یعنی در طول سال تحصیلی کاری کنیم ...
داستان زیبای انسانیت/شعور/ انسانیت/ انسان بودن
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:33
چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها ,, افراد زیادی اونجا نبودن , 3نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد که نهایتا 60-70 سالشون بود ,, ما غذا مون رو سفارش داده بودیم که یه جوان نسبتا 35 ساله اومد تو رستوران یه چند دقیقه...